٩.٤٥
مث يه خوابه، حس ميكنم تو خواب دارم راه ميرم
هيچ حسي ندارم، يعني حس ميكنم تو خوابم، نميفهمم
گيجم
دل تنگم خيلي
ساعت :
٢
چه گل خوشكلي بود ، همه چيز عالي ، لبخند، مهربوني..
ولي باورم نميشه زندگي من انقد بايد با بقيه متفاوت باشه، حداقل ميذاشتن سوار ماشين شيم بعد...
دريغ از يه مباركه ...
چه ميشه كرد ،
زندگي منه ديگه :)
بازم خدا رو شكر ، ميتونست بد تر از اينا بشه.
راضيم به رضاي تو
+ من خوشبخت ميشم در آينده
شك نكن
ما را در سایت جاده ے خاطرات ی طرفه است ! دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 46