یه جورایی لج کردمـ با خودمـ ،
یعنی جوری افتادمـ به جون خونه ...
انگار فقط میخوامـ به خودمـ ثابت کنمـ که
اگه امروز رفته بودمـ سر کار
به هیچ کدومـ ازین کارا نمیرسیدمـ :|
+ همه جا رو طی کشیدمـ ، جارو زدمـ ، گردگیری کردمـ ، همه ی شیشه ها رو تمیز کردمـ ، گلدونا رو شستمـ . حتی زیرشون ُ عوض کردمـ ، بهشون آب دادمـ ، لباسا رو انداختمـ تو ماشین ، بعدمـ انداختمـ رو بند ، ناهار درست کردمـ ، دستشویی و حمامـ رو کامل شستمـ ، لاک جدیدمـ ُ زدمـ ، اومدمـ بالا بهشون سر زدمـ . رفتمـ آرشیو وب بچه ها خوندمشون .
حتی شب میخواستمـ بچه ها رو دعوتت کنمـ خونه مون ولی متاسفانه اکثرا نبودن
زنگ زدمـ لوله کش تا بیاد ُ چک کنه لوله آشپزخونه رو
و حرص خودمـ ُ اینجوری خالی کردمـ :||
tip : از این به بعد با همون نامـ " خانـُمـ خونهـ " براتون کامنت میذارمـ :)
جاده ے خاطرات ی طرفه است ! ...ما را در سایت جاده ے خاطرات ی طرفه است ! دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 50