یادمه بچه که بودمـ یه بار بابا عزیز میخواست بره خارج
تو فرودگاه به پهنای صورت گریه میکردمـ :))
بابامـ بهمـ گفت: " نگاه گریـــه نکن ،
نشنیدی میگن خر از قبرس میارن ؟
بابا عزیز اومد میگمـ برات یه دونه خر بیاره :)) "
خر ِ عزیزمـ هستش هنوز :))
+ چقد همون شب ذوق کردمـ ، گرچه از همین ایران ، عروسکش ُ گرفتن برامـ ولی هنوز دوسش دارمـ :)) کاش الانمـ که بزرگ شدمـ با این چیزا خر میشدمـ و تازه یه خرمـ بهمـ جایزه میدادن :))
++ یه سال شد :( روحت شاد بابا عزیز ، دلمـ تنگ میشه واسه بابا جوون گفتنت ، بابا عزیز تو که اونجایی یه کاری واسه منمـ کن ، میدونمـ خبر داری از همه چیز .
جاده ے خاطرات ی طرفه است ! ...
ما را در سایت جاده ے خاطرات ی طرفه است ! دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 58