دیشب حدودای ۲ شب اینا بود ،
یهو بعد کلی دور دور...
زد به سرمون بیایمـ که بیایمـ اینجا و از تو آرشیو سال ۹۰ حرفای من ُ بخونیمـ :))
حس میکنمـ پیر شدمـ ...(!)
+ دوس دارمـ برگردمـ به همون روزا... اون موقعه ها کی فکرش ُ میکرد که الان با همـ باشیمـ ؟ :)
++ رفتمـ حرفای تایپ شده این مدتت ُ منتقل کردمـ توی وب ، بعد خوندن خاطره هامـ فهمیدمـ این روزا نمینویسمـ اصلا :) حیف خاطره هاس که حرومـ بشن ، سعی میکنمـ بنویسمـ از این به بعد :)
جاده ے خاطرات ی طرفه است ! ...ما را در سایت جاده ے خاطرات ی طرفه است ! دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 31