بُلبــُــل
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:08
گاهی وقتا تو خونه دلمـ یه موجود زنده ی ملموس میخواد ،که دوسمـ داشته باشه :| + عصر رفتیمـ گِلس گوشیمـ ُ که خورد شده بود رو عوض کردیمـ ، دیگه بعدش رفتمـ خونه مامان اینا ، مامان از شدت خستگی خواب بود (ا
اکشن
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:08
در تمامـ ِ مدتی که به پیشنهاد همسر سری فیلمـ های The Fast and the Furious ُ میبینیمـ ... همش فکر میکنمـ چرا پل واکــــــر ،جوون به این جذابی باید این مدلی بمیره؟ :| + عمیقا از دامـ تورتو خوشمـ میاد
بافت مو
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 18:08
یکی از تفریحات سالمـ این روزامـ اینه کهبعد از حمامـ همسر ُ مجبور میکنمـ موهامـ ُ برامـ ببافه :)) + اولـا بلد نبود ولی بعد از گذشت چند هفته یاد گرفته . امروز نق میزد ، میگفت یه خواهش دیگه موهات ُ نباف
بعد از مدت ها، فرداxa0
-
تاریخ: 1398/9/4 ساعت: 19:19
دلمـ واسه آشپزی کردن تنگ شده :)
دنیای کوچولو ها
-
تاریخ: 1398/9/4 ساعت: 19:19
یعنی الان دوست داشتمـ مدرسه ای بودمـ فقط واسه این که ، یه بار دیگه ... اون ذوق و لذت ناشی از دو روز تعطیل بودنمـ ُ مزه کنمـ :)
کارxa0
-
تاریخ: 1398/9/4 ساعت: 19:19
یه جورایی باز گیر کردمـوسط هوا و زمین
قضیه از اونجا شروع شد که...
-
تاریخ: 1398/9/4 ساعت: 19:19
واسه خنده اومدن تخمـ مرغ خریدن گذاشتن تو نایلن و به شوخی زدن تو سرشنایلن سوراخ شد و ...نگمـ براتون :))
روز های بی اینترنت
-
تاریخ: 1398/9/4 ساعت: 19:19
حالا که بلاگفا نیست ، عجیب معتاد نوشتمـ ...!! + بابا افتاده ، رباط کتفش داغون شده :(
۲ آذر
-
تاریخ: 1398/9/4 ساعت: 19:19
با این تاریخ همـ خاطر خوب دارمـ ُ همـ بد تولد یکی از قدیمی ترین دوستامـ ، اولین باری که دستات ُ گرفتمـ ، و همچنین ۲ سال پیش و بدترین روز تمامـ زندگیمـ !!! تصادف و مرگ همزمان پدر مادر بهترین دوستمـ ،
اثر هنری ِ ناتمامـ ...
-
تاریخ: 1398/9/4 ساعت: 19:19
خدا در هر لحظه در حال کامل کردن ماست ، چه از درون و چه از بیرون.هر کدامـ از ما اثر هنری ِ ناتمامی است . + اینی که نوشتمـ ، یکی از جمله های قواعد شمس تبریزی ـه که امشب وقتی برگه رو واسه میلاد نگه داشت
حس ِ کاذب
-
تاریخ: 1398/9/4 ساعت: 19:19
ما آدما موجودات جالبی هستیمـ :| مدتی که مریض بودمـ حس میکردمـ دیگه هیچ وقت خوب نمیشمـ !! الانمـ که اینترنت قطعه حس میکنمـ دیگه هیچ وقت وصل نمیشه !!! متاسفانه این روند ِحس ِ کاذب از نوع منفی در من وجو
بهترین ُ برامـ بخواه
-
تاریخ: 1398/9/4 ساعت: 19:19
انقد بخند که ابرا ببارن مقصد جاییه که غمـ ها نباشناین زندگی بهتر از ایناسمن و تو رو از پا درارن + یه کمـ قبل این که نت وصل شه ، تی وی داشت این آهنگ ُ پخش میکرد ، از اونجایی که یه کمـ ذهنمـ درگیر ـه ،
کارفرمای بیشعور
-
تاریخ: 1398/9/4 ساعت: 19:19
یه چیزی هست به نامـ شعور...که بعضیا از داشتنش محرومـ هستن :|
بعدا نوشتمـ : هیچ وقت ، هیچ وقت اون روز نرسید
-
تاریخ: 1398/8/4 ساعت: 11:47
چیزای کمی تو زندگی بودن که اینجوری میخواستمـ ،و اینجوری دعا کردمـ ...آخرش ُ خوب بنویس + کی اون یکشنبه لعنتی میاد و به خیر میگذره؟
قسمت های ترسناکِ زندگی
-
تاریخ: 1398/8/4 ساعت: 11:47
گیر کردمـ وسط برزخ (!) + انقدر کف بیمارستان گریه کردمـ که یه خانمه دلش سوخت برامـ ، با لهجه ای که نمیدونمـ کجایی بود ، گفت چه خیرته خواهر ؟! و من از شدت گریه حتی نمیتونستمـ جواب بدمـ !!!
.
-
تاریخ: 1398/8/4 ساعت: 11:47
خد.ایا معجزه لطفا
و پایان
-
تاریخ: 1398/8/4 ساعت: 11:47
معجزه های خد.ا واسه هر کسی که بوده ، واسه ما نیست (!) + ممنون از دعاهاتون ، دیگه دعا نکنید . همه چیز تمومـ شد .
s.o.o.k.a
-
تاریخ: 1398/8/4 ساعت: 11:47
آدما عوض میشن . یا شایدمـ یهویی بزرگ میشن شایدمـ دیگه مهمـ نیست براشون خیلی چیزا :|منی که این همه از آمپول ، سرمـ ، آزمایش خون و... وحشت داشتمـاین مدت سوراخ سوراخ شدمـ ُ به هیچ جامـ نیست :|
دیگه {هیچ وقت} دعا نمیکنمـ ...
-
تاریخ: 1398/8/4 ساعت: 11:47
این مدت هر چیش بد بود ولی یه چیزی ُ خوب یاد گرفتمـ ،چیزی که قرار باشه بشه ... میشه !!دعا کردن و نکردنمـ چیزی ُ عوض نمیکنه :) پس بشین سر جات ببین چی پیش میاد . همین
سالگرد لعنتی
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 2:59
یک کلاغ چهل کلاغ و بس :|