
xa0 روزمرگی... xa0:)xa0 يكشنبه ١٥ همـ : با رامونا رومينا رفتيم پارك شهر بعد كلاس !! شميم نبودش دوشنبه ١٦ همـ : عصر رفتمـ خونه فريد اينا، كلاس تعطيل بود ، شب با فراز و رامونا رفتيمـ ، حالمـ بد شد خيلي سه شنبه ١٧ همـ : ختمـ عمه گلي بود :( روحش شاد چهارشنبه : سه ساعت رانندگي گم شدن ما ، بعدمـ خونه رومينا اينا ، آخرين شب با شميم بودن، كباب كرديم ، خنديديم، ماشين تو جوب انداختيم، يه شب خوب ١٤ مرداد...
ادامه مطلب