
xa0یادمه بچه که بودمـ یه بار بابا عزیز میخواست بره خارجتو فرودگاه به پهنای صورت گریه میکردمـ :))بابامـ بهمـ گفت: "xa0نگاه گریـــهxa0نکن ،xa0نشنیدی میگن خر از قبرس میارن ؟بابا عزیز اومد میگمـ برات یه دونه خر...
ادامه مطلب
xa0مدتی که مدارس تعطیل بودو پشت سر همـ تعطیل میشد .میگفت خدا کریمه ،از یه جایی به بعد که همه ی شلوغیا تمومـ شد ،میگفت دیگه خدا کریمـ نیست ، از فردا باید برمـ مهد کودک :))xa0xa0+ دیروز بحث سر این بود که تهرا...
ادامه مطلب
xa0این روزا صبح که بیدار میشمـ ،xa0تمامـ ِ کارایی که باید تو طول روز انجامـ بدمـ ،یه جا میاد تو ذهنمـxa0اون وقت نمیدونمـ از کجا و چه جوری شروع کنمـ ؟! :|xa0...
ادامه مطلب
xa0چشمـ میترسه ، دست انجامـ میده (!)...
ادامه مطلب
دلمـ واسه آشپزی کردن تنگ شده :)xa0xa0...
ادامه مطلب
xa0واسه خنده اومدن تخمـ مرغ خریدنxa0گذاشتن تو نایلنxa0و به شوخی زدن تو سرشنایلن سوراخ شد و ...نگمـ براتون :))...
ادامه مطلب
xa0گیر کردمـxa0وسط برزخxa0xa0(!)xa0+xa0انقدر کف بیمارستان گریه کردمـ که یه خانمه دلش سوخت برامـ ، xa0با لهجه ای که نمیدونمـ کجایی بود ،xa0گفت چه خیرته خواهر ؟! و من از شدت گریه حتی نمیتونستمـ جواب بدمـ !!! ...
ادامه مطلب
xa0شاید باورش سخت باشه ولی من همون آدمی هستمـکه تا چند دقیقه پیش دوست داشت بره بیرون قدمـ بزنهولی به محض این که برنامه ی بیرون جور شده ،پشیمون ، نادمـ و همچنین خسته هستمـ .xa0به هیچ عنوانمـ دوست ندارمـ از...
ادامه مطلب
xa0خد.ایا معجزه لطفاxa0...
ادامه مطلب
دیشب حدودای ۲ شب اینا بود ، یهو بعد کلی دور دور... زد به سرمون بیایمـ که بیایمـ اینجا و از تو آرشیو سال ۹۰xa0حرفای منxa0ُ بخونیمـ :)) حس میکنمـxa0پیرxa0شدمـ ...(!) xa0 + دوس دارمـ برگردمـ به همون روزا... اون موقعه ها کی فکرشxa0ُ میکرد که الان با همـ باشیمـ ؟ :)xa0 ++ رفتمـ xa0حرفای تایپ شده این مدتتxa0ُ منتقل کردمـ...
ادامه مطلب
xa0 شرح حال دوست داشتنیـامـ :)xa0...
ادامه مطلب